السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
114
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
اضافه ، گاهى متشابه الاطراف است چون اخوّت كه در هر دو طرف يكسان است و گاهى متخالف الاطراف است مثل پدريّت و پسريّت و يا بالا بودن و پايين بودن . يكى از خواص اضافه اين است كه طرفين اضافه از نظر وجود و عدم و يا قوه و فعل همانند بوده اختلافى ندارند . اگر يكى بالفعل پدر است طرف مقابل هم بالفعل فرزند است و اگر يكى بالقوه و به طور استعداد است طرف مقابل هم فعليّت ندارد . اين را هم توجه كنيد كه گاهى مضاف به خود اضافه گفته مىشود يعنى به خود « پدريّت و پسريّت » مضاف گفته مىشود ! اتفاقاً مضافِ حقيقى نيز همين است ، زيرا اگر طرفين اضافه مضاف هستند به خاطر پيدايش اين صفت در آنهاست ، پس خود صفت اضافى ( پدر بودن و فرزند بودن ) به مضاف بودن اولويت دارد . البته معمولًا به طرف اضافه مضاف مىگويند ، پدر يا پسر را . نه صفت پدريّت و پسريّت را . اين مضاف ( متعارف و معمول ) را مضاف مشهورى مىگويند . مقوله فعل هيئتى است كه از تأثير تدريجى يك شىء در شىء ديگر ، در همان زمان تأثير به دست مىآيد مانند حالت و هيئتى كه از گرم كردن يك مادهء حرارتى تا زمانى كه در حال گرم كردن است به دست مىآيد . مقوله انفعال هم حالت و هيئتى است كه از تأثّر تدريجى شىء متأثر در زمانى كه تحت تأثير است به دست مىآيد ، مانند حالت و هيئتى كه از گرم شدن يك شىء در زمان گرم شدنش به دست مىآيد . از آنچه در تعريف فعل و انفعال گفتيم به خوبى مشهود است كه در آن دو تدريج اعتبار دارد . اگر تدريج اعتبار نشود بايد ابداعيات هم در اين دو مقوله وارد شوند مثل ايجاد خداوند عقل مجرد را ، و موجود شدن عقل به صرف امكان ذاتى و ارادهء خداوند . و بايد اين عمل خداوند در مقوله فعل و وجود عقل در مقوله انفعال وارد شوند با اينكه آنها از حريم ماهيات مادى و پذيرنده تأثير و تأثّر ، به كلى خارجند .